این پست مخصوص لوازم آرایشی،بهداشتی،عطر و آشنایی با رنگها و استفاده ی درست از آن هاست.
لوازم آرایش:اصولا چهره بعضی از آدمها نواقصی داره که یا با اونها کنار میان یا جراحی می کنن و یا روش
آسان تر مثله آرایش کردن این نقاط رو می پوشونند.

مثلا:برآمـدگی بیــنی رو با کرم پــودر تـیره پوشـاند یا برای سیــاهی دور چشم از کانسیلر (concealer )
استفاده کرد.در آرایش کردن باید به نکاتی توجه کنیــم و با توجه به فرم چشم یا لــب خودمان را آراستــه
کنیم؛مثلا رنگ های روشن، اجزای صـورت را بـزرگ تر،برجسته تر،جلـوتر و بـیرون زده تر جلوه می دهــند.
رنگهای تیره،اجزای صورت را کوچکتر،عقب تر، دورتـر و نامشخص تر نشان می دهند.
بعضی ها اصلا به این مسائل توجهی ندارند و برایشان مهم است که آرایششان نمایان شود!!!!!!! مثلا:
چشمهایی که تیره رنگ اند،با سایه های رنگ روشن زیباتر و طبیعی تر جلوه می کنند؛ اما اســـتفاده از
رنگهای تیره برای آنها چشمهایشان را ریزتـر نشان می دهـند.سایه های تیره برای افرادی قابل استـفاده
است که چشمهای رنگی داشته باشند.
آرایش با توجه به موقعیت هم باید هماهنگی داشـته باشد؛ هنگام صبح،بهتر است از سایه و رژلب مات
استفاده شود.اگر صبح از یک رژ لب براق و سایه ی اکلیلی استفاده شود،کاملا مشخص است که هدف
فقط جلب توجه است.کسانی که رنگ پوستشون سبزه اســت نباید از کــرم پودر خیلی روشن استفاده
کنند چون رنگ پوستشان را خاکستری نمایان می کند.کرم پودر باید هم رنگ پوست یا حد اکثر یک درجه
روشن تر از پوست باشد.فراموش نکنید که علاوه بر صورت رنگ گردن هم باید با صورت هماهنگ شود.

اغلب استفاده از مارکهای خوب،آرایشی زیبا و منحصر به فردی را از یک چهره می سازد.مارکهای خوب
غالبا گران قیمت،معروف و بادوامند.خرید لوازم آرایش ارزان قیمت و احــتمالا تقلبی کار اشتباهی است و
ممکن است به پوست آسیبهای جبران ناپذیری برساند.چه چیزی حساس تر از چشم و پوست؟
مارکهای آرایش با کیفیت عبارتند از:Beyu- Loreal- Chanel- Guerlain- Dior- Bourjois .....

لوازم بهداشتی و پاکسازی:این روزها ماسکهای جورواجور با رایحه های مختلف می بینیم که بیشتر آنها
از میوه هستند.کار این ماسکها پاکسازی پوست وایجاد شادابی و از بین بردن لایه های مرده پوست
است.مکانی که که پاکسازی پوست در آنجا انجام میشود(SPA)نام دارد.
عطرها
در آن زمانها که خبری از عطر نبود آنها بصورت سنتی از حنا استفاده میکردند.
همچنین برای عطرها نیز به دنبال مارک های معتبرتر بروید که امتحان خود را پس داده اند.از طرف دیگر،
برای اینکه گیر تقلبی نیفتید،حتما بر چسب تائید وزارت بهداشت را در روی قوطی این محصول کنترل
کنید.عطرها زنانه رایحه ملایم تر و برای مردانه اغلب بوی تندی دارند.
عطرهای خوب معمولا هزینه های بالایی دارند.مانند:Calvin klein -Givenchy -Lacost-D &G -Versace -
Kenzo -Dkny-Chanel...

شرکت های معروف برای تبـــــلیغ اجناس شـان از افراد معروف استــفاده می کنند.مثلا شرکت chanel از
نیکول کیدمن دعوت کرد که کیدمن برای این تبلیغ یک دقیقه ای درآمد بسیار بالایی کسب کرد.هم چنین
شرکت Givenchy هم از liv tyler بازیگر معروف هالیوود دعوت نمود.

شرکتهای بزرگ به جز عرضه کردن عطر و ادکلن،به تولید محصولات دیگر می پردازند.

این تنها قسمتی از بحث زیبایی بود وگرنه شبکه زیبایی بسیار گسترده تر از این حرفاست.از ناخن گرفته
تا رنگ مو،اسپری ها و ....
فوت شده بود میخواست بره سر خاکش من دلم سوخت. بیشتر که با هم چت کردیم مامانش هم از
دست داده بود وای دیوونه شدم مخصوصا وقتی گفت: خسته شدم از بس کالباس و سوسیس خوردم.
دیگه نتونستم تحمل کنم بای گفتم و گریه کردم همش به فکرش بودم شب خوابم نمی برد.
دوباره اومدم سراغ کامپیوتر رفتم تو روم هر بار یکی پی ام میداد: سلام.همه رو بستم خودمم نمیدوستم
با کی میخوام چت کنم بالاخره به یکی جواب دادم با هم چت کردیم از چتی که داشتم بهش گفتم دل
خورم.اون هم گفت خدا صبرش بده تو هم از این به بعد فقط با من چت میکنی.من هم الکی گفتم باشه
چون این رو هم مثل چتهای دیگه واسه سرگرمی می دیدم.نمیدونم چی شد که اینو انتخاب کردم.

به این هم مثل کسای دیگه خالی بستم ؛بجای عکس خودم عکس یه نفر دیگه رو دادم خودمم سحر
معرفی کردم تا بعد از چند چت دلهامون به هم گره خورد.
(من از همون اول به خودم قول داده بودم که با کسی دوست نشم چون میخواستم همه عشق و شور و
حرارتم رو فقط در آینده به یک نفر تقدیم کنم.به همین منظور واسه دوستی چت نمیکردم فقط برای تفریح
چت میکردم.)
پسر مغروری بود من هم چون اون رو سرگرمی می دیدم هیچوقت از شماره حرف نزدم بهمن ماه بود که
شمارش رو داد.تو چت یه آدمی خشک و جدی بود اما وقتی اولین بار بهش زنگ زدم با اینکه بار اول کم با
هم صحبت کردیم اما اونقدر شوخ و خوش صدا بود که دیوونم کرد.
من نمیخواستم بیشتر با هم رابطه داشته باشیم واسه همین شمارش رو انداختم فرداش اس ام اس
داد کجایی؟خبری ازت نیست دوباره قلبم شروع به تپیدن کرد.
خیلی با هم خوب بودیم از روز قرار حرف میزدیم. اما من عکس یه نفر دیگه رو داده بودم حقیقت رو
گفتم خیلی عصبانی شد با خودم فکر کردم یه روز این ماجرا تموم میشه از حالا تمومش میکنم که بعدا
اذیت نشم اما تمومش نکردم دیگه مثل قبلا با من نبود خشک و سرد شده بود
( بهش حق میدم)
هیچ وقت فکر نمیکردم روزی با یکی چت کنم که با هم حرف بزنیم چه برسه به دیدن اگه میدونستم یه
روز می بینمش هیچ وقت دروغ نمیگفتم چون الان من ضایع شدم و دروغ هام فاش شده. بهمن پارسال
رفتم دیدمش.کلی جا خورد از حرکاتش و رفتارش فهمیدم که از رفتار قبلیش شرمنده شده بود.
فقط نیم ساعت تو امیر آباد قدم زدیم وقتی میخواستم برگردم زنگ زدم که خوبی بدی دیدی،حلال کن.
گفت:مرسی به خاطر من اومدی!حتی یه سینما هم با هم نرفتیم. خیلی بی ادب شده بود. قرار گذاشته
بودیم که بعد از دیدار واسه همیشه بای بگیم چون این دوستی ما به غیر از هزینه تلفن سودی نداشت.
(بیشتر از یک سال با هم دوست بودیم بهش اعتماد داشتم چون همیشه منو راهنمایی میکرد آیندم
براش مهم بود و مهربون بود فکرش فقط کار و درسش بود اینها منو جذب کرد.)
تو این یک سال با دختری بنام میترا چت میکردم به این خالی نمی بستم دختر بود با هم راحت بودیم
از آقا بهش گفتم کلی دردو دل کردم از شازده بد گفتم تا نگو تو این مدت با آقای دوست پسر چت میکردم
میترای کاذب زبل خان بود
من خیلی بهش اطمینان داشتم اینکارش رو نمی تونستم باور کنم
وقتی دید ناراحتم سعی کرد از دلم در بیاره اما من دیگه گوشام دراز نمیشه بروش نمیارم احترام میذارم.
همیشه این جمله آویزه گوشمه که من خانم باشم.
نمیخوام همه اشتباهاتو بندازم گردن اون؛قبول دارم که خودمم اشتباه کردم اما آزار و اذیت اون بیشتر
بود...فقط خدا میدونه...
با همه اذیت کردنهاش می بخشمش تا خدا منو ببخشه.
مزه دوستی هم چشیدم این اولین و آخرین دوستی من خواهد بود.
مردان در صید عشق به وسعت نامتناهی نامردند.
گدایی عشق می کنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشده اند.
اما همین که مطمئن شدند،مردانگی را در کمال نامردی به جای می آورند.
دکتر علی شریعتی
خوندم و اونجا هم کلی دختر بازی کردم الان هم که برگشتن ایران قراره با دخترخاله شون که ۱۸
سال داره ازدواج کنند.گویا این خانم وقتی که میره دانشگاه مامانش اون رو میرسونه و پدرش هم میاد
دنبال دخترش.آقاهه خوشحال بود که خانمش رو از هر لحاظ امتحان کرده...
من میخوام بگم آخه تو چیو امتحان کردی؟حتما امتحان کردی دوست پسر داره یا نه؟آیا پارتی رفته یا نه؟
... آخه دختر ۱۸ ساله که دست چپ از راستش رو تشخیص نمیده.و هنوز نه با چت نه با ۳۶۰ و این چرت
و پرتها کاملا آشنایی داره بذار به سن ۲۳ به بالا برسه بعد امتحانش کن.
مخصوصا دختری که مسیر دانشگاه هم اجازه نمیدن تنها بره
پسره از این خوشحال بود که خارج کلی حال و دختر بازی کرده اما حالا بهترین زن که تو امتحانهاش هم
موفق بوده نصیبش شده.
چرا وقتی دختری با پسری باشه فاحشه محسوب میشه؟چرا پسر فاحشه نمیشه؟چرا این جور پسرا
برای آینده بیشتر دنبال خانم های محجوب هستن و چرا چرا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از خوشحالی داشت ذوق مرگ میشد!همچین با افتخار از دختر بازیهاش تعریف میکرد انگار قله اورست رو
فتح کرده بود؛ من که میگم با این طرز تفکرش بیچاره خیلی گیج میزنه...
فروشی میشید،با چه انگیزه ای وارد میشید؟کتابی که توسط دوستتون معرفی شده و مایل به خوندنش
هستین،یا کتابی واسه بالا بردن اطلاعات عمومی؟
بررسی مجله:من این مجله های روزهای زندگی و خانواده سبز که میبینم،تعجب میکنم که چرا پرتیراژن؟
واقعا چرا؟واسه اون تبلیغاتی که تو هر ۵ صفحه یکیش تبلیغ موسسه چاقی و لاغری و کاشت مو؟یا واسه
اون داستانهای خیالی و عشقی؟یک مجله ۱۰۰ صفحه ای که اگه بتکونیش،۵صفحه مفید به زور! ازش در
میاری....

مثلا سو ء استفاده هفته نامه ماهان از بازیگران:این هفته نامه ی زرد با دو تا پوستر بزرگ و رنگی از دو تا
بازیگر ناشــــــناس تلویزیونی،اونا رو معروف می کنن و در واقع کاری کردن که نوجوونامون،سطحی نگر و
شخصیت پرست بشن و بعدش مردم رو براساس دو تیم پرطرفدار استقلال و پرسپولیس تقسیم میکنن.
اونایی که طرفدان قرمزان،شروع به تیکه انداخـتن به آبیا و آبیا متــــــــــقابلا شروع به جواب دادن می کنن
(مایه تاسف)مجله های مفیدی که الان در حال انتشاره به نظر من موفقیت،ایده آل و نسیم هراز و ...
مجله هایی هم هستن که واقعا مفیدن؛مثل مجلات مربوط به مد و زیبایی.زیبایی طرفداران زیادی داره و
به آدم کمک میکنه در زمینه های:آرایشی،بهداشتی،طرز لباس پوشیدن،مرتب نگه داشتن ناخنها و ...

بررسی کتاب:من که بیشتر به خوندن رمان در اوقات بیکاری علاقه دارم.اما رمانها هم مختلف اند.
مثلا کتابهای م.مودب پور:این نویسنده علاقه فراوانی به پسرها داره!چونکه قهرمانهای اصلی داستانهاش
همیشه دو دوست شفیق.همیشه یکی از پسرا شوخ و بذله گو و اون یکی جدی و کم حرفه.البته ناگفته
نماند که این پسرا همیشه مرفه،خوشگل و خوشتیپ اند و همه دخترا عاشق اونها میشن!!!
اونی که شوخ طبعه،باعث شادی و جلب توجه آشنا و غریبه میشه.اونی که جدیه،دختر داستان عاشقش
میشه و البته این دختره تکه و رودست نداره!!!
کل کتابهای مودب پور رو خلاصه کردم دیگه لازم نیست برید کتاباشو بخرید![]()
کتابهای فهیمه رحیمی:سرشار از عشق و مرگ(بدون مردن و غصه خوردن که مزه نمیده!)
کتابهای پائلو کوئیلو:بعضی ها دوست ندارن چون معتقدن از عرفان شرقی مولانا استفاده کرده و معترضن
که چرا این نویسنده با استفاده از فکرای عارفانه مولانا،چندین جایزه گرفته؟
بعضی از کتابها هستند که یک موضوع رو با شکل نشون میده و معتقدن ۱ شکل گویای ۱۰۰۰ تا جمله و
کلمه ست.مثل کتاب "عشق یعنی...".کیم کازالی یادداشتهای عاشقانه خود و نامزدشو همراه کاریکاتور
-هایی از خودشون زیر بالش یا توی جیب روبرتو می گذاشت و بعد از ازدواج هم ادامه داشت.این کتاب به
۲۷ زبان منتشر شده و خیلی هم پرطرفدار و محبوب واقع شده.

کسایی که کتابخونه میرن،دو دسته ان:دسته اول،دانش آموزان و دانشجویان که برای تحقیق کتابهایی رو
برمیدارن و بعدش یه سری مطلب ازشون انتخاب می کنن و تحویل معلم یا استــاداشون میدن و نفــــس
راحت می کشند.

دسته دوم:آدمای عاشق یا کرم کتاب.یک نفر براش مهمه که با زندگی بعضی اشخاص آشنا بشه.یکی
شعر دوست داره.دیگری روانشناسی،هنری یکی میخواد با فرهنگ جوامع آشنا بشه.
بعضی از کارگردانها هم کار شایسته ای انجام میدن:با استفاده از داستانها یا حوادث قدیم،اونارو بصورت
زنده به تصویر میکشند.مثلا من کتاب کاخ تنهایی که به قلم ثریا اسفندیاری بختیاریه رو خوندم عکساشو
دیدم، تو اینترنت هم اطلاعات دیگه ای ازش بدست آوردم اما وقتی دیدم در مورد فیلم ساختن، واقعا
خوشم اومد.مثل این بود که من هم توی اون زمان و حس و حال شخصیت داستان قرار گرفتم.

شما هم کتابهایی که از خوندنشون لذت بردید، لطفا معرفی کنید.مرسی![]()