تبليغاتX
بنویس از سر خط ...

بنویس از سر خط ...

 

فرخنده باد بر همگان مقدم بهار

نوروز , جاودانه ترين جشن روزگار

سلام به تمام دوستان گل

سال جدید را خدمت شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم سال نو، سالی پر از موفقيت، سر بلندی و شادکامی برای شما و خانواده تان باشه.

 با خودم فکر کردم از چی بنویسم بهتره؟ تصمیم گرفتم کمی از سنت و رسم و رسومات نوروزی بگم.

اما گفتم نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود  بسیار گفته اند و بسیار شنیده ایم

 پس به تکرار نیازی نیست چرا هست مگر ما آن را تکرار نمی کنیم؟

  با من همراه باشید

               

هفت‌سین: سفره‌ای است که ایرانیان هنگام نوروز می‌‌آرایند. آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای خصوصیت زیر باشد:

۱.پارسی  باشد؛

۲.با بند واژه‌ی«س» آغاز شود؛

۳.ریشه‌ی گیاهی داشته باشد؛

۴.خوردنی باشد؛

۵.اسم مرکب نباشد؛

۶.برای بدن سودمند باشد؛

هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوندچیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند.

آینه و کتابی مقدس در کنار آن هم از اجزائی است که تقریباً در هر سفرهٔ هفت سینی چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند.

  ســـبزه:نماد تولد دوباره -    ســـیب :نماد زیبایی و تندرستی - ســـیر: نماد پزشکی(درمان یا طب) -  ســـنجد:نماد عشق  -  ســـکه:نماد دارایی -  ســـرکه: نماد شکیبایی و عمر -ســـماق:نماد(رنگِ) طلوع خورشید                                

                      

دیگـــر اقـــــلام:

کتاب نشانه تمدن و خردورزی:دیوان حافظ و شاهنامه(مسلمانان معمولا قرآن انتخاب می کنند)

آینه - ماهی قرمز -تخم مرغ رنگی -شمعدان اصیل ایرانی -شیرینی ایرانی(مانند باقلوا،شیرینی

 آردنخودچی، ...) همچنین:گلاب،آجیل،،گل نرگس، شکلات

مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سنبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید... 

پیشینه:در بسیاری از منابع تاریخی آمده است که "هفت سین" نخست "هفت شین" بوده و بعدها به ایــن نام تغییر یافته است. شمع، شیرینی، شهد (عسل)، شمــشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزای تشکیل دهنده سفره هفت شین بودند.

آیین ها و سنت ها:خانه تکانی،سفره هفت سین،سمنو،حاجی فیروز،جهارشنبه سوری،آجیل مشکل

 گشا،سبزی پلو،سیزده بدر

دید و بازدید:

دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می‌‌روند.

روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می‌‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌‌زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌‌گیرند.

خانه‌تکانی:

برگزاری جشن نوروز پیش در آمدهایی دارد که بدون انجام آنها،انگار سال و روزگار نو نمی شود.

از جمله مهمترین این پیش نیازها خانه تکانی آخر سال است که بی انجام آن،انگار برای زنان سال نو نمی شود.

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

آتش‌افروزی:

رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.

همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد) مرسوم است.

مسافرت نوروزی:

از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می‌‌روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند.

طبیعت‌گردی :

مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها،باغ‌ها، جنگل‌ها و   ماطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است. مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملا کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند.

     

خوب دوستای خوبم مجددا سال نو مبارک و به امید موفقیت بیشتر درسال جدید.
 

 دنيا را برايتان شاد شاد


                                   و شادی را برايتان دنيا دنيا آرزومندم


                                                                                                هر روزتان نوروز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت   توسط سمیه  | 

    

    بر آمد باد صبح و بوی  نوروز                                    به کام دوستان و بخت پیروز

نوروز داستان زیبایی است که در آن،طبیعت،احساس و جامعه هرسه دســـت اندرکارند.نوروز که قرن های

دراز اســت برهمه جشن های جــهان فخر می فروشد ،جشــن جهان است نوروز همه وقت  عزیز بـــوده

نــوروز تجدیدخاطره بزرگـی اســت، خاطره خویشاوندی انســـــان با طبیـــعت نوروز تنها ،فرصتی بـــــرای

آسایش،تفریح وخوش گذرانی نیست،نیازضروری جامعه،خوراک حیاتی یک ملت نیز هست.

 

        

به سال جــدید نزدیک میشیــــم تقریبا اکثرا قصد مسافرت نوروزی دارنـــد و برای آن خودشــــان را آماده

می کنند.کسانی که از خارج میاند بهشون خوش آمد میگم.امیدوارم در ایران بهشون خوش بگــــــذره

 و کسانی هم که به شهرهای شمالی و یا جنوبی میروند در کنار خانواده روزهای خوبی را براشون آرزو

می کنم.ایشالله همیشه به خوشی و شادی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت   توسط سمیه  | 

یه اوضایی تو دانشگاه ما رخ میده که نمی دونم جای خنده داره یا گریه

دانشگاه ما در بیرون از مرکز شهر قرار داره برای همین در یک ایستگاهی همه دانشجویان تجمع پیدا

می کنند و سرویس هایی دانشجویان را راهی دانشگاه می کنند.در ایستگاه دانشگاه که پیـــاده

می شویم جدیدا نرده هایی قرار دادند و دو کیوسک در دو طرف نرده ها دیده میشه هر کسی که  مورد

 اخلاقی داشته باشه با اخذ کارت دانشجویی یک ضد حال اساسی به خصوص  به دختر خانم ها بدهند.

(البته هنوز افتتاح نشده در دسته ساخته)

وقتی که ترم جدید شروع شد چون کسی نبود که سراغ کلاسم رو ازش بگیرم مجبور شدم از یکی از این

فاطی کوماندوها بپرسم.

من(البته با ترس):ببخشید خانم کلاس فلان استاد کجا تشکیل میشه؟

خانومه(با لحنی آروم):برو روژلبت رو پاک کن ممنوعه گلم مقنعه  ات هم بکش جلو

من چی می پرسم چی جوابم رو میده حالا باز جای شکرش باقیه که آروم بود.

خلاصه بعد از کلی سخنرانی در مورد آرایش راهنماییم کرد که کلاسم کجاست.

 دو روز پیش هم به یکی از بچه ها چون مانتوش کمی تنگ کمی هم کوتاهبود گیر دادند و کارتش رو

ازش گرفتند.اون خانمه اومد کارت یکی از بچه های دیگه  رو هم بگیره که اون هم زرنگی کرد با خونسردی

 گفت:من دانشجو اینجا نیستم.

 

                                            "در سرویس بهداشتی"

خانوم های گرامی مقنعه هاشون رو در اورده بودند و داشتند موهاشون رو ژل می زدند.

عده ای هم مشغول تجدید آرایششان بودند که می بینیم بـــــــــــــه بــــــــــــه فاطی کوماندو وارد

آرایشگاه کنونی ما شد که از دور دوستم(شیما) را دید تند تند اومد تو گفت این مو زرده کو؟

شیما خانم باهوش هم از در دومی فرار کرد این خانمه هم ۲۰ دقیقه نیم ساعت منتظر شیما بود و

دنبالش می گشت نمی دونست که همون موقع فرار کرده(آی خندیدیـــــــم)

من هم از ترسم مانتو خوشکلا رو کنار گذاشتم چسبیدم به دو مانتو تازه می ترسم به اینها هم گیر

بدهند.

این هم از اوضاع دانشگاه ما که هیچ امیدی برای کنار گذاشتن این رفتارها نمی بینم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت   توسط سمیه  | 

                                   

از زمـــانی که اولیـــن ایرانی ها برای تحـــصیل راهی فرنگ شدند، بیش از صد سال می گذرد و در این صد سال جریان رفتن به خارج از کشور برای تحصیل و کار همواره وجود داشته و قطع نشده است.

اما این جریان در هر دوره ای خصوصیات متفاوتی داشته. زمانی بیشتر به فرنگ (فرانسه) بوده و مخصوص فرزندان اشراف و بزرگان و برای تحصیل. زمانی به ینگه دنیا (آمریکا) و مخصوص دانشجوها و متخصصان. دوره ای دیگر بیشتر شبیه فرار بود در قالب پناهنده سیاسی و بیشتر به اروپای غربی و اسکاندیناوی. دوره ای دیگر به ژاپن و برای کار و مخصوص طبقـــه ای دیگر از جامـــعه. و در سال های اخیر، همه گیرتر از همیشه، از طبقات اجتماعی مختلف به همه جای دنیا. گرچه در این دوره تحصیل رایج ترین هدف است و غرب (در معنای کشورهای پیشرفته، از آمریکای شمالی و اروپا گرفته تا استرالیا و حتی شرق دور) محتمل ترین مقصد.

این روند زمانی مــــهاجرت نام گرفته، زمانی فرار مغزها خوانده شده و زمانی دیگر مهاجرت نخـــبگان، و همیشه یک سوال مطرح بوده که این روند تا چه حد روند معکوسی هم در پی خواهد داشت؟ یا خیلی سرراست، چند درصد این آدم ها به ایران برمی گردند؟

                                 

به نظر نمی رسد خیلی از این آدمها برای زندگی آینده شان ایران را انتخاب کنند. اما ارتباطشان با ایران در چه حد است؟ چقدر به ایران سفر می کنند؟ رابطه کاری با ایران دارند؟ پولهایشان را در ایران سرمایه گذاری می کنند؟

واقعیت این است که نه به این سوال ها می توان پاسخ روشن و دقیـــق داد و نه حتی به سوال هایی از این دست که ایرانی ها بیشتر به کدام کشورها مهاجرت می کنند؟ بیشتر در چه رشته هایی درس می خواننــد؟ در چه دوره ای، چه تـــعداد از ایران مهاجرت کرده اند؟ چند درصدشان به ایران برگشته اند؟ چند درصدشان هرگز به ایران برنگشته اند؟ و ده ها سوال دیگر.

مثل خیلی چیزهای دیگر در این موارد حتی آمار نیمه رسمی هم وجود ندارد.

 

منبع: BBC

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت   توسط سمیه  | 

                             

عروسکی است که در مارس سال ۱۹۵۹ توسط شرکت متل تولید و روانه بازار شد.

باربی نماد یک زن 19- 20 ساله است. باربی از شخصیت یک زن ولگرد خیابانی آلمانی به نام لی لی گرفته شده است.

تولد:این عروسک تغییر نژاد یافته ( به نژاد آمریکایی- انگلیسی انگلوساکسون) باربی لقب گرفت. باربی اسم خلاصه شده  باربارا دختر کوچک رییس کمپانی متل یعنی آقای هندلر بود.

چهره: «موی بور و طلایی، گردن باریک و کشیده، گونه های برآمده، دماغ و دهان کوچک، چشمانی درشت و آبی، لبانی پرگوشت، چهره  شاداب، پوست روشن، پیشانی و سری متناسب و ... مجموع اعضای چهره ی باربی را تشکیل می دهد که به ندرت- حتی با هنرمندی تیغ جراحی پزشکان حاذق- هم زمان در یک فرد جمع می شود.  و البته این طراحی بسیار ماهرانه صورت پذیرفته است.

اندام:دختر 20 ساله ای که پاهای بلند و فیزیک بدنی لاغری داشته و نمایشگر یک قد 195 سانتی متری است. باید توجه داشت که این ویژگی نمایشگر دوران جوانی یک دختر است و از همین جا می توان به الگوسازی باربی برای آینده کودکان به خوبی پی برد.

فرم لباس :لباس های ظریف، خوش رنگ و خوش دوخت باربی محصول هنر و دستان بزرگترین طراحان لباس دنیاست که در کمپانی متل گرد هم آمده اند. هیچ عروسکی تا به حال به اندازه باربی لباس متنوع، زیبا و اشرافی به تن نکرده و این تنها اختصاص به دختری دارد که نماینده فرهنگ آمریکایی و نمایشگر یک زن تمام عیار آمریکایی است. 

                         

تنوع :باربی برای اینکه بتواند نقش تربیتی خود را ایفا کند باید پاسخگوی تمامی سلایق و علاقه ها باشد و در نقش های گوناگونی ظاهر شود.

باربی پرستار، باربی معلم، باربی خلبان، باربی ژیمناست، باربی خواننده و ... برای تحکیم الگوسازی این عروسک متولد شده اند. همچنین برای پذیرش این عروسک از سوی ملیت های گوناگون باربی با حفظ استیل بدنی اش (اصالت آمریکایی) در رنگ ها و ملیت های گوناگون نیز ظاهر شد؛ باربی هندی، آفریقایی، چینی، لهستانی و ...

یکی از نکات جالب توجه در حمایت رسانه ای از باربی سایت اینترنتی آن است. سایتی که پس از ورود به آن نشانگر شما هم تغییر شکل داده و به پروانه ای بال زنان تبدیل می شود. افراد پس از ورود به سایت « در یک قسمت می توانند بازی کنند، در جایی دیگر با باربی در کنار دریا قدم بزنند یا در منزل جشن تولد بگیرند و ... » و همین امر جذابیت بسیار بالایی برای کودکان ایجاد نموده است.

در 1961 کمپانی متل عروسک کن را تولید کرد. این عروسک پسری بود با لباس های شیک و موهای قهوه ای که برگرفته از نام پسر آقای هندلر رییس کمپانی متل بود. به این ترتیب باربی صاحب یک دوست پســر شد. بعــدها در ســال 1963 عروسک مــیچ و در سال 1965 عــروسک اسکیپــر به جمع کن وباربی پیوستند.

                        

  • در سال 2003 کشور عربستان فروش باربی را به دلیل عدم تطابق با فرهنگ و اندیشه های اسلام غیر قانونی کردهیئت امر به معروف و نهی از منکر اعلان کرد که عروسک های یهودی باربی با پوشش آشکار و وضعیت ننگین و متعلقات و ابزارشان نمادی از فساد و انحراف غرب هستند.
  • در کشور های خاورمیانه عروسکی مشابه باربی و با پوشش اسلامی و با نام فولا می کوشد تا بیشترین مقبولیت را در بازار اسلامی بدست آورد.
  • در ایران عروسک های دارا و سارا به مثابه جایگزین باربی به شمار می روند.
  • کلمه باربی به مرور زمان به معنای دختران و زنان سطحی و کوتاه فکر به کار می رود.
  • یکی از بیشترین نکوهش ها به باربی تاثیری است که بر زنان جوان گذاشته تا بکوشند با امتناع از غذا خوردن و سوء تغذيه، خود را به کشیدگی و باریکی او نزدیک سازند.

و بسياري از كشورهاي غربی هم واردات فرهنگی آمريكايی  را محكوم می كنند. در كشور سوئد به شدت با عروسك باربی برخورد می شود و به بچه ها ياد می دهند  اين يك عروسك مسخره است و دروغی ساخته شده اگر قرار باشد روی پايش بايستد كمرش ميشكند.

تاثیرات مخرب عروسک:یکی از کارکردهای باربی پر رنگ نمودن غرایز جنسی در ذهن دختران و آموزش روابط جنسی است و به تعبیر برخی فعالان ضد باربی، آمــوزگار سکس است در حالی که توان عشق آفرینی ندارد.

تقلیل حیا و ترویج اخلاق جنسی مورد نظر باربی از آنجا آغاز می شود که کودک نه تنها می تواند به تعویض لباس های زیر عروسک اقدام کند که به این کار نیز تشویق می شود.تامل در این موضوع که کودکان در اثر آلودگی ذهنشان به این موضوعات و بلوغ زودرس جنسی، فرصت حضور در دنیای زیبا و دوست داشتنی کودکی را خیلی زود از دست می دهند.

سوء تغذیه:اگرچه فرم بدن باربی به گونه ای طراحی شده که بعید به نظر می رسد هیچ زنی بتواند با ویژگی های فیزیکی آن به حیات خویش ادامه دهند، اما در اثر تبلیغات، ویژگی های باربی به مثابه«ملاک زیبایی زن امروز»، باعث شده که بسیاری از زنان و دختران با اتخاذ رژیم لاغری و تلاش در جهت شبیه شدن به فیزیک بدنی باربی در دام بیماری های سوء تغذیه گرفتار شوند.

« طبق آمار در آمریکا از هر پنج دختر دانشجو یک نفر به بیماری کم غذایی مبتلا است و در سال حدود بیست درصد از افراد مبتلا به این بیماری ها جان می سپارند.این مساله به قدری رایج و نگران کننده است که در برخی از دانشگاه های آمریکا، مواد غذایی رژیمی مانند سالاد در غذاخوری دانشگاه به طرز ماهرانه ای با مواد نشاسته ای آغشته می شود که دانشجویانی که تنها از سالاد تغذیه می کنند دچار بیماری کم غذایی نشوند.»

« باربی با قد بیش از 2 متر، تنها 46 کیلو گرم وزن دارد . در حالی که متوسط قد و وزن زن آمریکایی به ترتیب 163 سانتی متر و 66 کیلو گرم است و اگر عروسک باربی در همان ابعاد جان می یافت ، نمی توانست وزن خود را تحمل کند.

              

متخصصان ارتوپد تناسب میان اندام‌های باربی را آنچنان نامعقول می‌‌دانند که اظهار می‌کنند اگر زنی حقیقتا چنین اندازه‌هایی را داشت، نمی‌توانست حتی قدم از قدم بر دارد. یکی از منتقدان پیش‌بینی می‌کند: «سینه‌های باربی چنان بزرگند و کمرش آنچنان باریک که اگر این عروسک زنده بود، یقینا با صورت به زمین می‌خورد.»

البته این انتقادها بدون جواب نمانده است. سخنگوی شرکت "متل" بر این نکته تأکید می‌کند که نباید با عیــنک بزرگــسالی به باربی نگریــست و تـــناسب بدنش را زیر سئوال برد. به گفتــه‌ی او بــاربی بــرای دختربچه‌ها تنها یک همبازی است و اگر به طور مثال فردی در کودکی با یک عروسک مخملی و پردار بازی کرده، این بدین معنا نیست که در بزرگسالی هم آرزوی داشتن پشم را داشته است!

رشد:محصولات باربی منحصر به محدوده ای از عروسک ها و لوازم همراهشان نمی شوند بلکه شامل تعداد بیشماری از کالا های دارای مارک باربی چون کتاب ها و اقلام مد و بازی های ویدئویی می گردد. همچنین فیلم های انیمیشن چندی با بازیگری باربی ساخته شده است.

 

                               باربی، پیرزن ۵۰ ساله‌ی بدون چین و چروک

                         

 باربی همچنان در سن پنجاه‌ سالگی تک‌تاز میدان...

 با این‌که باربی امسال پنجاه سالگی‌اش را جشن می‌گیرد، اما هیچ ردی از گذر عمر بر چهره‌اش دیده نمی‌شود.

باربی در طول پنجاه سال عمرش موفق شده است دل بسیاری از دختربچه‌ها را در سراسر جهان به دست بیاورد و آنها را همراه خود کند، از کیف و کفش گرفته تا بازی‌های کامپیوتری و کارتون‌های سینمایی. به طور متوسط از هر ده دختربچه، نه تای آنها دست‌کم صاحب یک عروسک باربی هستند.

و امــــــــــــــا...

                                        اعلام استعفای غیر منتظره باربی

                         

باربی، ستاره‌ی عروسکی کودکان جهان،در “مجمع تشخیص مصلحت عروسکان” اعلام کرد که دیگر توانایی تولید و توزیع انواع بچه های خود را ندارد. این سخن باربی با بهت و حیرت ناظرین همراه شد، حتی عده‌ای از شاهدین عینی اعلام کردند که اشک در چشمان بعضی ها حلقه زده بود.
وی در ادامه توضیح داد که کهولت سن در وی باعث شده است که دیگر توانایی بارداری را نیز نداشته باشد. این حرف وی باعث سکوت چند دقیقه ای حضار و به فکر فرو رفتن آنها شد. باربی اضافه کرد: “من سالها به کودکان این کره‌ی خاکی خدمت کردم، اما هیچ گاه مورد لطف آنها نبودم. همیشه فرزندانم را میدیدم که یا فاقد دست و پا بودند، یا توانایی دیدن و شنیدن از آنها سلب شده بود. ضمن اینکه تهمت روسپی بودن و بارداریِ بودن همسر را نیز با خود همیشه به همراه داشتم”.
               وی بعد از سخنرانیِ تکان دهنده خود مجمع را برای همیشه ترک گفت.

 

مجموعه عکسهای باربی در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت   توسط سمیه  | 

برخی مردم بی وقفه در زندگی " شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه " بدشانس" هستند.

شانس و بخت و اقبال بعضی وقتها در خونه ما رو میزنه . اونم وقتی که فکرشو نمیکنیم. مثل این خاطره

 من یه روز خیلی زیاد حالم بد بود از طرفی هم بعد از ظهر همون روز امتحان داشتم صبح زود بیدار شده

 بودم که  بخونم کتابو که می دیدم گریه ام می گرفت تو خودم می پیچیدم نمی تونستم بخونم به خودم

 گفتم حالا کتابو کنار میذارم شاید یک ساعت دیگه بهتر شدم بعد می شینم میخونم...

اصلا فایده نداشت بهتر که نشدم هیچ بدتر هم می شدم می گفتم خدایا چی کار کنم اون هم با این

استاد سخت گیر با دوستم تماس گرفتم که من نمی تونم بیام حتی یه سوال هم نتونستم بخونم

ساعت ۲ بود کم کم بهتر میشدم دیگه خوابم برد اما از طرفی نگران امتحان.

بعدازظهر به دوستم گفتم:که امتحان چی شد؟گفت:نیومده بود.

نـــــــه امکان نداشت به دوستم گفتم سحر داری سر به سرم میذاری؟می گفت نه بخدا نیومده

آخه این استاده کسی نبود که سر کلاس نیاد خلاصه من میگی

به دوستم گفتم حتما حال استاد هم خوب نبوده که نیومده

باورم نمیشد که یک بار شانس به سراغم اومده.اما اینکه بد شانسم شکی درش نیست .

اگر کسی از من بپرسه که به شانس اعتقاد داری میگم  نه زیاد اما الان به شدت بهش ایمان دارم  چند

 مورد پیش اومده که اینو میگم.

اما اما اما هر چند این روزای اخیر یه کم بدشانسی آوردم که خیلی حرصم داد طوری که میگفتم چقدر

بدشانسم ولی الان که فکر میکنم میبینم ارزش نداره خودمو با این فکر ناامید کنم . الان به خودم قول

دادم که دیدگاه و طرز فکرم رو عوض کنم قوی تر و آگاه تر باشم.

من از این به بعد این جمله تو ذهنمه:

مهم اين نيست كه هميشه در بازی زندگی تاس خوب بياوري مهم اين است كه اگر تاس بد آوردی خوب

بازی كنی.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت   توسط سمیه  |