تبليغاتX
بنویس از سر خط ...
یه پسر خاله دارم که دست هرچی زن ذلیله از پشت بسته.مثلا تو برف و زمستون تو حیاط دانشگاه

منتظره  که کلاس های ندا تموم بشه.

یه روز رفته بود مسافرت،هر ۱ ثانیه به ندا زنگ میزد:من الان سوار ماشین شدم.

باز زنگ زد:ندا یه آقا کنارم نشسته.

دوباره زنگ زد:ندا ما حرکت کردیم.

بعد بابای ندا سربه سرشون میذاشت، میگفت:ندا یه ماشین از کنارمون رد شد،ندا ماشین بوق زد.

یا اینکه به قول دخترخالم میگه:فکر کرده اینجا هتله،میاد خونه لباساشو عوض میکنه و میخوابه همین.

همش با ندا بیرونه.یه روز خانواده ندا میرن مسافرت اما ندا به دلیل کلاسهاش نمی تونست بره.پسرخالم

رفته بود پیشش.شب محمود بهش زنگ میزنه،بعد پسرخالم گفت:محمود الان نمیتونم حرف بزنم، ندا

خوابه میترسم بیدار شه.بعد محمود تلفنو که قطع کرد،گفت:فکر کنم این بالا سر ندا نشسته به پشه ها

میگه:برید کنار ندا خوابه.

 بعد از اتمام کلاسهای ندا،ندا مجبور میشه بره مسافرت.تو این مدتی که ندا نبود،آقا مثل افلاطون شده

بود.صورتشو اصلاح نمیکرد.

نزدیکای ولنتاین بود.شازده هم تصمیم می گیــره بره پیشـــش.تو چمدون به اون بزرگی فقط یه حوله مال

خودش بود؛بقیه اش هدیه های ندا بود.هرروز که از سرکار میومد خونه یه کادو  واسه ندا خریده.طفلی تو

فامیل تابلو شده.

یه روز آقا خیلی سرحال بود من و سمیرا و خواهرشو دعوت کرد بریم رستوران.(سرحالیش به خاطر این 

بود که فردا میخواست بره پیش ندا)رفتیم رستوران ایتالیایی تو خیابون جام جم.سر شام کلی میگفت و

میخندید.سمیرا با شیطنت گفت:جای یه نفر اینجا خالیه.دخترخالم گفت:تو نگران نباش.بعد پسرخالم به

سمیرا گفت:اون میزی که تو گوشه ست،جای همیشگی من و نداست

بعد اومدیم پاساژ پایین.داشتیم ساعتها رو نگاه میکردیم،آقا از هیچ ساعتی خوشش نیومد بعد با غرور

گفت:فقـط یه ساعت خوشگل دیدم که اونم واسه نــدا گرفتم.بعد یه box خرید که خیلی بزرگ بود.بهش

گفتم:به نظر من تو برو تو این جعبه بعد روبان هم میزنیم می فرستیمت پیش نــدا،ندا هم جعــبه رو باز

میکنه تو میگی ولنتاین مبارک

اومدیم خونه همه هدیه ها رو تو جعبه چید.کلی هم یونــولیت ریخت روی کادوها.مـثله بچه ها ذوق زده 

شده بود.

                     امااز شوخی گذشته،هردوشون بچه های خوب و دوست داشتنی اند. 

حالا میرسیم به محمود خان:

چه سبدی!یه سبد توش یه خرس،عطر،شکلات و کلی چیزای فانتزی دیگه.

تو دیگه چته؟حالا میگیم اینا اولین سال عقدشونه،تو زن بگیری چیکار میکنی؟

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت   توسط سمیه  |