تبليغاتX
بنویس از سر خط ...

نمی دونم چطوره بــعضی از افراد اینقدر اجتماعی و جذاب هستند که با اولین برخــورد و در زمانی کوتاه ،

در طـرف مقابل ایجاد جاذبه و کشش می کنند بطــوری که انگار  دو جان در یک قالــب وارد شده  و  چنان

 اخت می شــن که همون یک بار معرفی کافی است برای اینــکه یکدیگر را هیچ وقت فراموش نکنند . در

صورتی که در نقطه مقابل بعضــی دیگه با وجودی که به دفعات با یکدیگر روبرو می شوند و حتی با یکدیگر

 سرو کار دارند نمی تونــند از مرز قالبها فراتر رفته و نه تنها میان اونها هرگز حــس نوع دوستی و جوشش

 پیدا نمی شه بلکه حتی اگر در کوچه ای به هم برخوردند، همدیگر رو نادیده می گیرند. این بیماری است

 که از اون بعنوان سردی مزمن اخلاق بعضیها ! می شه نام برد .

متاسفانه رفتارهایی از بعضی افراد می بینیم که ناراحت کننده است.

وقــتی که کســی رو می بــینید که به ســمت شــما مــیاد و خــودتون رو برای سلام و احوالپرسی آماده

 می کنید و در کمال تعجب میببنید که یکباره راهش رو کج کرد و خودش را به قول خودمون به (کوچه علی

چپ) زد چه احساسی در شما ایجاد می شه؟

بدون شــک توی ارتباطات اجتــماعی کسی محتاج دیگری نیست بلــکه جوشــیدن با دیگــران و احترام به

شخصیت اونها باعث بالا رفتن ارج و قرب انسان بین بقیه افرادی که میان اونها زندگی میکند خواهد شد.

من شخــصا گاهــی اوقات با امثال این افراد در همسایگی یا آشنایان که گویا با خودشان هم قهر هستند

روبرو شدم که حتی راغب نبودم برای یکبار دیگر ببینمــشون ولی چون ادب حکم میکند و رفتار هر شخص

 نشون دهنده شخصیت اونه ، کمال ادب رو به جا آوردم و سلام و احوالپرسی کردم .

مطمئنم با پیش دستی کردن در سلام و احوالپرسی ، نه تنها از شخصیت و ارزشم چیزی کم نمیشه

 بلکه طرف مقابل رو شرمنده کردم و ادب و کمال خودم رو به رخش کشیدم .

نکته جــالب اینجاست بیماری ســردی اخــلاق نوع حاد هـم داره و اون وقتیه که طرف مقابل وقتی با شما

روبرو مــیشه نه تنها حتی از یه سلام کردن یا نگاه به شما دریغ میکنه بلکه انتظار تحویل گرفتن و احترام

دیدن رو هم  از  طرف شما داره و اگر توی این کار کوچکترین کوتاهی بکنید شما از دیدشون از حیث ادب و

 انسانیت به دورید که این گروه افراد دیگه به قعر چاه خودبرتربینی مطلق سقوط کرده اند.

 حالا سوال من اینجاست با این جور آدما چه جور باید رفتار کرد؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت   توسط سمیه  |