به جواهر فروشی رفتم که خیره کننده ترین جواهر رو برات بگیرم اما بین این جواهرات اونی که در شان تو
باشه پیدا نکردم حتی اگر از سر تا پات طلا بگیرم تو به جواهرات ارزش میدی و زیباشون میکنی.
وارد پارچه فروشی شدم که در آنجا اصیل ترین ابریشم ها رو پیشکشت کنم اما لطافت تو خیلی بیشتر
از این ابریشمه باز هم اگر این هدیه رو بگیرم ارزان قیمت خواهد بود پس از خریدش صرف نظر می کنم.
می خوام مشهورترین و خوشبو ترین عطر دنیا رو برات بخرم بو میکشم وبه یاد میارم عطر تو زاییده
گل سحر آمیزه و این رایحه ها مصنوعی و بی دوام هستند.
و حالا ببین بعد از این همه جستجو چی تقدیمت میکنم..
قلبی سرشار از عشق و محبت و اخلاص که اگر غیر از این هدیه چیزی رو شایسته ی ارزش و مقامت
ندیدم.

مامان نازنینم تولدت رو تبریک میگم![]()
از خدا می خوام که سایه ات پر مهرت سال های سال بالای سرمون باشه...
+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت   توسط سمیه
|
